شمس الدين محمد كوسج
91
برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )
ببينيم فردا سپيدهدمان * كه تا بر كه گردد سپهر روان « 1 » همى بازگشتند از يكدگر * دو ديده پر از آب و پرخون جگر زواره بيامد چو باد دمان * بر نامور پهلوان جهان - فرامرز در جنگ هومان شير * همى تاخت هر سوى مرد دلير « 2 » - به دو گفت رستم ندانم چه كرد * ز بهرچه نايد ز « 3 » دشت نبرد زواره بفرمود تا برنشست * به نزديك هومان شود پيل مست « 4 » زواره چو بشنيد بركرد اسب * همى تاخت بر سان آذرگشسب [ فرامرز را ديد بر دشت كين * بسى نامداران فكنده ز زين ] همه دشت پاى « 5 » و سر كشته بود * ز كشته به هر سو همى پشته بود ز ايرانيان نزد او كس « 6 » نديد * خروشى چو شير ژيان بركشيد « 7 » به دو گفت كاى مايهء كين و جنگ * چه تازى « 8 » بدينسان به هر سوى جنگ « 9 » نه ز ايران كسى با تو در جنگ يار * نه آگاه زين رزم تو « 10 » شهريار
--> ( 1 ) . ن : و زمان . ( 2 ) . « ن » ، « م » به جاى بيتهاى 1329 - 1330 دارد : زواره به نزديك رستم چو باد * برفت و بگفت اى گو پاكزاد ستادهست فرامرز در جاى جنگ * فروبرده هومان ابر زير ننگ و دستنويس « م » بيت دوم را چنين دارد : فرامرز بازآمد از جاى جنگ * دلاور چه كردهست آنجا درنگ ( 3 ) . ن : ماند و ( - مانده ) به . ( 4 ) . ن : بيت را ندارد . ( 5 ) . ن : پا . ( 6 ) . ن : ز ايران به گردش كسى را . ( 7 ) . ن : ورا ديد تنها كه لشكر دريد . ( 8 ) . ن : يازى . ( 9 ) . چنين است در « ك » ، « ن » ( كاتب « ن » ، « چ » را با سه نقطه مىنويسد ) ؛ م : به دو گفت كاى مايهء دشت شور ( ! ) * چه تازى به هر جاى مر اين ستور چاپ ماكان : به دو گفت كاى مايهء جنگ و سور * چه تازى به هر جاى هرزه ستور « پ » پس از بيت 1335 يك بيت افزوده و سپس بيت 1345 را آورده است ، بيت افزوده اين است : هم آنگاه برگشت و آمد دوان * به نزديك رستم چو باد دمان ( 10 ) . ن : از اين نامور .